منتظر تنها

در هیچ پرده نیست نباشد نوای تو
عالم پراست ازتو و خالیست جای تو

هرچند کائنات گدای در تواند
یک آفریده نیست که داند سرای تو

از مشت خاک من چه بود لایق نثار
هم ازتو جان ستانم و سازم فدای تو

غیر از نیاز وعجز که در کشور تونیست
این مشت خاک تیره چه دارد سزای تو

((صائب))چو ذره‌ای است چه دارد فدا کند
ای صد هزار جان مقدس فدای تو

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٤ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ توسط یاسین نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ