منتظر تنها

 

 
کران شرق، کمان خطر کشید بیا!
کویر فتنه امان مرا برید، بیا!
در آسمان کبودم، کران سبزی باش
بیا که قامت این کهکشان خمید، بیا!
خدای تیغ رهایی! چه حاجت آن که دهد
طلوع سبز ترا این فلک نوید؟ بیا!
فراخنای انا الحق! برای دیدن تو
به روی دار، سرم باز سرکشید بیا!
به خون نشست هزاران دل تماشایی
هزار دیده به یاد تو آرمید، بیا!

 


نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/۸ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ توسط یاسین نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ